ميرزا محمد حيدر دوغلات
484
تاريخ رشيدى ( فارسي )
نگردند چنان كه خال بزرگوارم محمود خان - انار اللّه برهانه - « 1 » گفته ؛ بيت : عالم اهلى بير له عالمندين وفا اتماس كيشى * اى خوش اول آزاد ، كيم عالم ييله يوقتور ايشى 534 و اين بيت مناسب حال است : گاهِ جنگ آتشى و آشتيت خون ريزست * كشته آشتى و سوخته جنگ توام « 2 » چود درّ اين معانى در صدف گوش خواقين جان نمىگيرد 535 بلكه به جاى اين در خرمهره كه از مثل الحمار فرو ريزد و صدف سمع شريف را از اين پر و از آن كر مىسازند . ( 225 ر ) نظم : جاى اين وعظ و تلخگويى چند * خورده گيرى و عيب جويى چند چرخ گردان جز اين نمىداند * كاسيار بر سر تو گرداند كس چو تو در سراى بيم و اميد * ريش در آسيا نكرده سفيد منشين بيش ازين به زير غبار * خيز و غسلى به آب ديده برآر « 3 » به حمد اللّه تعالى و المنة ، آنسان كه اين بنده امروز از ايشان كناره گرفته شده است ، از اين مقوله نيز كنار گرفتن اولى است و رجوع به تمام حكايت انسب . منصور خان به هر نوعى كه بود مير جبار بيردى را تسلى داده پيش خود برد و بعد از رفتن مير جبار بيردى مهمات خان فى الجمله انتظامى يافت . از شهور سنه عشر و تسعمايه 536 كه وقت برهم زدگى حال و پريشانى احوال منصور خان بود تا شهور سنه اثنا و عشرين و تسعمايه 537 كه سياق سخن اينجا رسيده است ، منصور خان در چاليش و طرفان مىبود . در اين مدت وقايع بسيار دست داد كه مجمل آن اين است : برادران در ايام مخالفت مىكردند و از اقوام مغول هر كس فتنه مىانگيخت و از اين سبب نسل ارلات 538 را كه امراى معتبر اصيل بودند برانداخت و قرغيز را به خديعت به دست آورد
--> ( 1 ) . نگ : - انار اللّه برهانه . ( 2 ) . نگ : - و اين بيت . . . توام . ( 3 ) . نگ : - بلكه به جاى اين . . . برآر .